رفتن به بالا
  • جمعه - 3 فوریه 2017 - 19:25
  • کد خبر : ۴۱۰
  • چاپ خبر : جنبش ملی ایمنی

جنبش ملی ایمنی

پس از وقوع حادثه پلاسکو که منجر به شهادت جمعی از آتش‌نشانان شجاع و فداکار ایران شد. بسیاری به دنبال یافتن مقصر اصلی این حادثه هستند و درشبکه‌های اجتماعی میان شهروندان بحث‌های مختلفی در این رابطه صورت می‌گیرد. به گزارش “صدای اصلاحات ” شهرداری تهران درحال حاضر در دست اصولگرایان قرارداد و دولت مستقر نیز […]

پس از وقوع حادثه پلاسکو که منجر به شهادت جمعی از آتش‌نشانان شجاع و فداکار ایران شد. بسیاری به دنبال یافتن مقصر اصلی این حادثه هستند و درشبکه‌های اجتماعی میان شهروندان بحث‌های مختلفی در این رابطه صورت می‌گیرد.

به گزارش “صدای اصلاحات ” شهرداری تهران درحال حاضر در دست اصولگرایان قرارداد و دولت مستقر نیز بیشتر مورد حمایت اصلاح‌طلبان است. به همین دلیل درنگاه هواداران دولت نوعی دید منفی به عملکرد شهرداری به وجود آمد و دربخشی از افکار عمومی جامعه که هواداران اصلاح‌طلبان را تشکیل می‌دهند و همچنین طبقه متوسط وتحصیلکرده به نوعی عملکرد شهرداری را محکوم می‌کنند. از سوی دیگر شهردار تهران هم سعی دارد توپ حادثه پلاسکو را به زمین دولت بیندازد و تمامی ناکار آمدی‌ها را به رفتار دولت و عدم حمایت دولتمردان از شهرداری منتسب کند. چند ماه پیش حادثه قطار سمنان را شاهد بودیم. در آن حادثه دولت قاطعانه مسئولیت حادثه را برعهده گرفت وشاهد استعفای یکی از لایق‌ترین مدیران در بدنه مدیریت کشور بودیم. البته در اینجا لازم است غیر از رفتار مسئولان، رفتار مردم و جامعه هم مورد نقد و بررسی قرار بگیرد. اشخاصی که درصحنه میدانی در برابر حوادث احتمالی کوتاهی می‌کنند هم مقصرند. در حال حاضر میلیون‌ها شهروند در ایران زندگی می‌کنند که محل سکونت آنها ازکمترین وسایل اطفای حریق برخوردار نیست. در بسیاری از مراکز اداری که شاهد تجمع صدها و هزاران نفر در روز هستیم، در صورت بروزکوچک‌ترین حادثه‌ای مشخص نیست چه فاجعه‌ای در این مراکز اتفاق خواهد افتاد. دانشگاه‌ها ومدارس هم از این قاعده استثنا نیستند. درحال حاضر ده تا دوازه میلیون دانش آموز روزنه راهی کلاس‌های درس می‌شوند وحدود یک میلیون معلم هم به آموزش دانش آموزان مشغولند. آیا امکان آموزش درمدارس وجود ندارد؟ آیا دانش آموزان و معلمان اطلاع دارند درصورت بروز حادثه باید چه واکنشی نشان دهند؟ بحث ایمنی و مقابله با شرایط اضطرار نیازمند یک جنبش ملی ایمنی است. باید به عزم ملی برسیم. از دست دادن نیروهای انسانی در ایران کافی است! حتی اموالی که در اثر حوادث از میان می‌رود چه مشمول بیمه بشود یا نه، از امکانات جامعه حذف می‌گردد. هیچ سرمایه‌ای ارزشمندتر از سرمایه انسانی نیست. زمانی یک خانواده نان‌آور خود را از دست می‌دهد، بحران روحی و روانی آن تا سالیان سال باقی است. درسال دهها هزار انسان شریف درحوادث رانندگی جان خود از دست می‌دهند، غیر از حوادث رانندگی حوادث ناشی از کار در محیط‌های کارگری موجب می‌شود تعداد قابل توجهی کارگر روزانه زمینگیر شوند. حوادث از این دست که وجدان جامعه را جریحه‌دار می‌کند، هر روز حادث می‌شود. به راستی چه باید کرد؟ به طور قطع هیچ کدام از دو جناح سیاسی تمایلی به تکرار چنین حوادثی ندارند. به همین علت به رغم اینکه بسیاری از اصلاح‌طلبان تمایل داشته باشند درحادثه پلاسکو شهرداری یا مدیران جناح اصولگرا را محکوم ‌کنند، اما پسندیده است اعلام شود که همه در این حادثه محکوم هستیم. به طور قطع هیچ مقامی درشهرداری تهران راضی به این حادثه نبوده و اگر هم کاری از او بر می‌آمد، انجام می‌داده. البته فقدان یک تفکر منطقی همواره هزینه‌افزاست اما تا به این لحظه دربرنامه اجرایی هیچ یک از گروه‌های سیاسی اولویت بخشی به مسائل ایمنی وجود نداشته، کما اینکه مسائل مربوط به محیط زیست هم وجود نداشته و شاهد هستیم که در حال حاضر برخی ازگروه‌های سیاسی برنامه‌های زیست محیطی را در اولویت‌های خود قرار داده‌اند. اما واقعیت کتمان ناپذیر این است که هیچ کدام از جناح‌های سیاسی درشورای شهر تهران نمی‌توانند اعلام کنند که اولویت بخشی به مسائل ایمنی در برنامه‌های آنها وجود داشته است. تمامی جناح‌های کشور در این موضوع کوتاهی کردند. مساله ایمنی باید مورد نظر همه جناح‌های کشور قرار بگیرد. برای نمونه کلیه اساتید دانشگاه ودانشجویان به مراکز آموزشی ای می‌روند که ممکن است پله‌های فرار وکپسول آتش‌نشانی نداشته باشد و حتی این امکان وجود دارد که افراد متخصص برای استفاده از وسایل اطفای حریق در ساختمان‌های آموزشی حضورنداشته باشند. تمامی ساختمان‌های آموزشی و اداری در ایران باید مجهز به پله فرار وتجهیزات آتش‌نشانی باشند. لازم است در هر نقطه‌ای که آزمایشگاه حاوی مواد خطرناک وجود دارد، مقررات بسیار شدیدی در آنجا حکمفرما باشد. هر جا مواد قابل اشتعال و صنعتی وجود دارد، باید نحوه مقابله با حوادث این مواد به افراد متخصص آموزش داده شود. در مدارس ایران حدود یک میلیون معلم فرهیخته وچند میلیون دانش آموز وجود دارد. چرا خود معلمان به مساله ایمنی خود و دانش‌آموزان و مدارس توجه نمی‌کنند؟ قطعا معلمان هر مدرسه می‌توانند با جلسات مختلف نواقص ایمنی ساختمان‌های محل کار خود را بررسی کرده و پیگیر برطرف شدن آن نواقص باشند. دولتمردان نیز برای این مراکز بودجه اختصاص داده و به ترتیب اولویت از مراکز خطرساز، باید رفع خطر صورت بگیرد. مسلما در یک زمان کوتاه نمی‌توان نواقص ایمنی همه ساختمان‌ها را بر طرف کرد، اما بر اساس اولویت می‌توان شروع به انجام این فعالیت کرد. آنچه باید توجه شود این است که حوادث همواره در تهران اتفاق نمی‌افتد. درشهرستان‌ها هم حوادثی رخ می‌دهد و نباید به خاطر تبلیغات، برخی از اصحاب شهرداری دولت را در شرایطی قرار دهند که مقادیر کلانی پول دریافت کنند. همین اتفاق ممکن است در یک شهر کوچک دوردست هم بیفتد. همه جا نیاز به سرمایه‌گذاری دارد و بسیاری از این سرمایه گذاری‌ها باید سرمایه‌گذاری انسانی باشد، یعنی با صرف پول و اختصاص بودجه مشکلات حل نخواهد شد، اما اگر جامعه با جنبش ایمنی‌سازی همراه شود قطعا دولت باید بودجه مناسب به این موضوع اختصاص دهد. به جای تعیین بودجه عمرانی برای ساخت تاسیسات جدید باید بودجه برای حفظ تاسیسات فعلی تعیین شود. قطعا در ساختمان هایی مانند پلاسکو، علاء‌الدین وآلمینیوم پول و سرمایه زیادی پدید می‌آید. باید این سرمایه‌ها را توسط اصناف به سمتی هدایت کرد که سرمایه گرانقدر اصناف در این ساختمان‌ها از بین نرود. مجموعا موضوع ایمنی سیاسی نیست. البته اگر احزاب سیاسی بحث ایمنی را در برنامه‌های خود قرار دهند،گامی به جلو برداشته خواهد شد. همه باید به جنبش ایمنی وبه عنوان یک مساله فراجناحی وعمیق ملی توجه کنند.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات

تبلیغات