رفتن به بالا
  • سه شنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۰۴
  • کد خبر : ۵۲۶
  • چاپ خبر : گفتیم ما عمامه داریم، در مذاکرات کلاه سرمان نمی‌رود
رئیس جمهور
روحانی:

گفتیم ما عمامه داریم، در مذاکرات کلاه سرمان نمی‌رود

رییس‌جمهور کتاب را مظهر و آینه اندیشه و فکر یک عالم، اندیشمند، هنرمند و صاحب قلم توصیف کرد و گفت: اگر این راه پیش پای بشر نبود، چگونه بین قرن ها رابطه برقرار می شد؟ به گزارش صدای اصلاحات ، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور صبح امروز (سه‌شنبه ۱۹ بهمن) در سی و چهارمین مراسم […]

رییس‌جمهور کتاب را مظهر و آینه اندیشه و فکر یک عالم، اندیشمند، هنرمند و صاحب قلم توصیف کرد و گفت: اگر این راه پیش پای بشر نبود، چگونه بین قرن ها رابطه برقرار می شد؟

به گزارش صدای اصلاحات ، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور صبح امروز (سه‌شنبه ۱۹ بهمن) در سی و چهارمین مراسم جایزه کتاب سال که در تالار وحدت برگزار شد با اشاره به توافق هسته‌ای میان ایران و ۱+۵ گفت: دلیل اینکه ما در برابر این ۶ قدرت توفیقاتی داشتیم دو نظریه‌ای بود که مقام معظم رهبری ارائه کردند.

اهم اظهارات رئیس جمهور را از خبرگزاری‌ها بخوانید؛

*یکی این بود که رهبری فرمودند رای مردم حق‌الناس است و همه باید پای صندوق رای بروند و تاکید کرد که من نیز تنها یک رای دارم و کسی هم از این رای باخبر نیست. این‌که حتی اگر هر مشکلی وجود دارد، به‌خاطر کشور پای صندوق رای بیایند، زمینه‌ساز این توافق شد.

*نظریه دوم، نرمش قهرمانانه بود. البته این‌که ما با مذاکره پیش رفتیم، منجر به تحقق مذاکرات شد اما پایه آن به انتخابات بازمی‌گشت و نظریه رهبری درمورد نرمش قهرمانانه. برخی می‌گفتند نباید با آن‌ها مذاکره کنیم و همین که بنشنیم، آن‌ها یک کلاه گشاد دارند که سرمان کنند و ما گفتیم ما عمامه داریم، کلاه سرمان نمی‌رود.

*ما این دو نظریه با منطق و استدلال و عزت کار را به جایی رساندیم که رییس جمهور جدید آمریکا توافق را می‌خواند و نمی‌تواند آن‌را تحمل کند و می‌گوید این بدترین توافقی بوده که امریکا در طول تاریخ آن را به امضا رسانده است.

 

*توافق هسته‌ای، توافقی برد – برد است و به نفع همه است و حتی به نفع منطقه نیز هست، در کنار مذاکره ۱+۵ مذاکره قزاقستان و آستانه بوجود آمد و الگوی مذاکره هسته‌ای می‌تواند الگوی دهها مذاکره اینچنینی که به امنیت و ثبات منطقه منجر می‌شود شود.

*{درباره رو در رویی برخی افراد و جناحها در آستانه انتخابات}چرا باید از الان این رو در روییها را شروع کنیم و معصیت خدا را دچار شویم و اگر می‌خواهیم معصیت کنیم حداقل نزدیک شبهای احیاء باشد تا آن زمان توبه کنیم.

*بگذارید جامعه آرامش داشته باشد و همه با آزادی در صحنه حضور یابند.

*اسلام برای ما در این کشور جمهوریت، صندوق آرا و حاکمیت ملی آورد که این صندوق رای و جمهوریت تقویت فرهنگ اسلام را برای ما خواهد داشت.

*دولت بی‌فرهنگ نیز برای ما بی‌ارزش است و باید فرهنگ نیز در چارچوب قانون باشد تا به اهداف بلند انقلاب دست پیدا کنیم.

*افراد بسیاری کتاب نوشته و سخن گفتند اما نوشته‌های آن‌ها ماندگار نشد و این درحالی است که نثر و شعر برخی نوشته‌ها در خانه‌های مردم در کنار قرآن مجید قرار گرفته است. شما در خانه‌های بسیاری می‌بینید کنار قرآن مجید و نهج‌البلاغه، دیوان حافظ، گلستان سعدی و اشعار مولانا نیز قرار دارد و این نشان می‌دهد که در تاریخ، کتابت ماندگار و جاودانه داریم.

*شما فکر می‌کنید کتاب‌های بوعلی، شیخ طوسی و شیخ مفید از تاریخ حذف می‌شود؟ ما کتاب‌های ماندگاری داریم و به هر میزان که از فکر و اندیشه‌مان بیشتر بهره ببریم، کتاب‌مان ماندگارتر خواهد شد.

*{درباره چگونگی رهبری انقلاب توسط امام خمینی (ره)، و جذب نیروهای مختلف ازجمله نیروهای مسلح ازسوی ایشان} این چه جاذبه‌ای بود که امام توانست افسران نیروهای هوایی شاه را که در میان نیروهای سه‌گانه رژیم پهلوی بالاترین جایگاه را داشت، پیش از پیروزی انقلاب جذب کند. هنوز مشخص نبود انقلاب چه مسیری را طی می‌کند. هنوز مشخص نبود پایان این انقلاب پیروزی است یا شکست. چطور امام توانست این افراد را جذب کند که با دل و جان و احترام، جذب امام وانقلاب شدند.

* چگونه امام در پاریس جمله‌ای می‌گفت و آن جمله در نوار ضبط می‌شد و از طریق تلفن به تهران و قم منتقل می‌شد و از این طریق در مساجد تمام کشور پخش می‌شد. امام که هیچ تلویزیونی در اختیار نداشت، تنها با قلم و اعلامیه و کلام جامعه‌ای را به حرکت درآورد. عامل انقلاب ما اندیشه، قلم و بیان بود.

*رییس‌جمهور با اشاره به دو نظریه امام خمینی در مسیر پیروزی انقلاب، گفت: البته برخی در ابتدا این نظریات را قبول نداشتند. نظریه نخست این بود که دین از سیاست جدا نیست یا به تعبیر مرحوم مدرس، دیانت ما عین سیاست ماست. این نظریه برای معنویت و ارتباط انسان با خدا و برای ساختن روح و آخرت است. این عمل ماست که بهشت و جهنم ما را می‌سازد. این دنیاست که آخرت را می‌سازد.

* برخی تفکرات این‌گونه بود که اساساً سیاست و دیانت از یک جنس نیستند. جنس دیانت، معنویت است و جنس سیاست فریب و دروغگویی و فریب است اما سیاست به معنای اداره صحیح جامعه و به‌معنای ارتباط درست کشورها و ملت‌ها و دولت‌ها و نیز به‌معنای حفظ منافع ملی و امنیت ملی عین دیانت است.

* انقلاب اسلامی پیروزی منطق، علم، قلم و عهد استوار مردم با امام بود، کتاب، آیینه تفکر اصحاب قلم و هنر است. قلم و بیان مظهر لطف خدا به انسانها و ارتباط اعصار بشریت است. معجزه پیامبر اسلام کتاب، قرآن، خواندن و تلاوت است که بر جهالت و بت ها پیروز شد. آثار حافظ و سعدی و مولانا، نماد کتابت ماندگار ایرانیان برای جهان است. کتابهای فارابی ، شیخ مفید و شیخ طوسی از تاریخ حذف شدنی نیست. نتیجه جاذبه پرقدرت امام، احترام نظامی همافران قبل از پیروزی انقلاب بود عامل پیروزی انقلاب، اندیشه ، بیان و کلمه بود..

* سخن نو و نظریه، جامعه را به حرکت می‌آورد، امام ما انگاره ناسازگاری دین و سیاست را باطل کرد. سیاست به معنی حفظ مصالح، امنیت و منافع ملی؛ عین دیانت است.معنای اسلام نفی افکار و ادیان دیگر نبوده و نیست. پیامبر به اهل کتاب احترام می گذاشت چون ادیان را دارای ریشه واحد می‌دانست.

* مگر پیغمبر با دیگران پیمان نداشت و چارچوبی برای اداره شهر مدینه و دنیایی اسلام نداشت؟ مگر در یک چارچوبی مسلمان و غیر مسلمان با هم در مدینه زندگی نمی‌کردند؟ معنای اسلام و قدرت اسلام این نیست که ادیان دیگر در جامعه حذف شود و نباشند و الا پیامبر به اهل کتاب و راه آنها احترام نمی‌گذاشت. نمی‌گفت ادیان یک ریشه‌اند و زمان‌ها متفاوت است. البته که دین اسلام کمال یافته همه ادیان گذشته است. اما این نیست که چون ابراهیم آمد، پس دین نوح و سخن نوح از بین رفته باشد. تعبیر قرآن این است که ابراهیم پیرو راه نوح است البته هر دینی کمال دین قبلی است و تکمیل آن راه است.

* امروز دین کامل هدایت‌گر، اسلام است و ادیان دیگر مورد احترام اسلام و مسلمان‌هاست. امام با این تفکر از لحاظ دینی می‌گفت که ما باید در مسائل سیاسی دخالت کنیم. اگر سیاستی دین مردم را بر باد می‌دهد و رژیمی فساد را نهادینه می‌کند، این دین است که می‌گوید باید قیام کنیم و راه و رسم درست را در جامعه استقرار بخشیم.

* این یکی از نظریه‌های امام بود. شما اهل کتابت و تحلیل هستید، بررسی کنید و ببینید اگر این نظریه نبود آیا چیزی به نام انقلاب و حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی داشتیم یا نه.

*نظریه دوم این بود که یک ملت و یک صدا در برابر هر قدرتی پیروز می‌شود. این را خیلی‌ها نمی‌پذیرفتند و می‌گفتند مشت در برابر گلوله و هواپیما و تانک نمی‌شود. مردم هم گاهی می‌گفتند با دست خالی نمی‌شود کار کرد. امام از سال ۴۲ این نظر را داشت. در سال ۴۲ مصمم بود و بعد از ۱۳ خرداد ۴۳ طراحی کرده بود که یک روزی در همان ماه محرم و صفر در همه ایران مردم همه به خیابان‌ها بیایند و اجتماع بزرگ ملی در سراسر کشور شکل بگیرد. ایشان در سحرگاه ۱۵ خرداد دستگیر شد و شکل کار تغییر کرد.

*امام در روزهای ۵۷ که روزهای سختی به ملت می‌گذشت تردید نداشت. من بارها در ماه آبان و آذر و دی در پاریس با امام صحبت کردم و بیانات ایشان را از نزدیک می‌دیدم. ایشان تردید نداشت که مردم پیروز می‌شوند و این علیرغم همه سوالات بود. امام قاطع بود که ملت وقتی دست به دست هم بدهند اراده این ملت در برابر هر قدرتی چه شاه باشد چه آمریکا پیروز می‌شود و این نظریه و اندیشه امام بود. امام آن روز که در کردستان آن بساط به پا شد امام فرمانده قوا و رهبر بود باید به نیروهای مسلح و ارتش و ژاندارمری دستور می‌داد اما به مردم دستور داد گفت پاوه در خطر است بیاید پاوه را آزاد کنید.

* در جنگ هم همین طور بود امام از مردم دعوت کرد که در بربر رژیم بعث قیام کنند در جنگ همه مردم وارد میدان شدند، فلذا پیروز شدند. امروز هم اگر می‌توانیم در مسائل سیاسی مقابل دنیا بیاستیم، بخاطر اندیشه است. باید فکرها و ذهن‌ها را با بیان حقایق آماده کنیم.

*سوال اینجاست که آیا از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاقی بزرگ‌تر در تاریخ داشتیم؟ آیا کاری پیچیده‌تر از مذاکرات هسته‌ای داریم؟ این فکر و اندیشه بود که منجر به تحقق این مسائل شد.

* خوشبختانه در دولت یازدهم وزرای ارشاد گوش شنوایی دربرابر سخنان به حق صاحبان اندیشه داشتند و هم وزیر اول و هم وزیر فعلی به اهالی فرهنگ نزدیک بودند.

*باید همه را جذب کتاب کنیم. اشکال از مدرسه است، از دبیرستان و دانشگاه است، از رسانه ملی و مطبوعات است. تفاوتی ندارد، یکی از وظایف وزارت ارشاد این است که از طریق اهالی کتاب اعم از نویسندگان و اندیشمندان و ناشران این مشکل را مرتفع کند.

*گاهی کتاب، اثر خوبی است اما طراحی یا قطع کتاب یا نحوه انتشار و ناشر خوب نیست. اسامی و عناوین برخی ناشران، جذب‌کننده مخاطب است و گاهی نام ناشر جاذبه پیدا می‌کند و نامش معتبر می‌شود و بنابر این باید این ناشران را تشویق کنیم.

*اگر خدایی‌ناکرده کتابی بنویسم و فاصله میان مردم را بیشتر کنم، نمی‌تواند برای کشور مفید باشد. اگر کتابی بنویسم و میان مذاهب و اقوام فاصله بیاندازم، خیانت به -کشور است. اگر کتابی بنویسم که افراطی‌گری و خشونت را در جامعه تشویق کنیم، به نفع جامعه است.

* متاسفانه برخی ذهن و سخن و فکر و بیان و اندیشه‌شان خشونت است و معلوم نیست این مدرسه خشونت کجاست. ما یک ملت هستیم و منافع‌مان مشترک است. ما یک کشور، یک رهبر، یک دولت داریم. مگر چقدر انتخابات ارزش دارد که از حالا شروع کنیم به معصیت خداوند.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات