رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 30 اکتبر 2019 - 13:48
  • کد خبر : ۵۷۳۸
  • چاپ خبر : لباس هایی بر تن آنهایی که نباید…
من در عجبم که من توام یا تو منی

لباس هایی بر تن آنهایی که نباید…

در سال های اخیر با گشت و گذاری در سطح شهر، دختران و پسرانی به چشم می خورند که با نوع پوشش غیرمتعارف و حتی عجیبی که دارند، سعی می کنند علاوه بر جلب توجه، خود را متفاوت و منحصر به فرد جلوه دهند. این مسئله در دورانی که به تازگی وارد جامعه شده بود […]

در سال های اخیر با گشت و گذاری در سطح شهر، دختران و پسرانی به چشم می خورند که با نوع پوشش غیرمتعارف و حتی عجیبی که دارند، سعی می کنند علاوه بر جلب توجه، خود را متفاوت و منحصر به فرد جلوه دهند. این مسئله در دورانی که به تازگی وارد جامعه شده بود به شدت غیرمنطقی می نمود و بسیاری از افراد در نفی این عمل واکنش نشان می دادند ولی رفته رفته قبح این امر کمتر شده و به امری عادی و مقبول تبدیل شد. از عوامل موثر در بروز این مسئله باید از نشر فرهنگ غرب نام برد که با نمایش دادن اقداماتی خارج از چارچوب و اصول فرهنگ جوامع دیگر، جوانان را به انجام کارهایی وا می دارند که فرد احساس برتری و در عین حال یگانگی کند و تا بدان جایی برسد که ابایی از پوشیدن لباس های جنس مخالف، استفاده از زیورآلات و حتی اموری که متناسب با روحیات و خلقیات همجنسانشان نیست نداشته و صرفا به همان هدف واهی ای بیاندیشند که نه تنها تاثیری در جایگاه اجتماعی و مناسبات انسانی آنها ندارد بلکه هویت و شخصیتشان را هم زیر سوال می برد؛ هدف خاص بودن و خاص جلوه دادن خود. مبدل پوشی جنسی عبارت از پوشیدن لباس جنس مخالف است که نباید افراد درگیر با این اختلال را با تراجنسیتی ها و همجنس گرایان خلط کرد. این عمل نوعی بیماری شناخته شده است که فرد را الزام می دارد که در مخالفت با همجنسان خود رفتار نموده و حتی لباس بپوشد. به تدریج این مسئله به رفتارهای دیگری از جمله آرایش نمودن پسران و نیز کچل کردن دختران ختم می شود! صرف نظر از دیدگاه روان پزشکی و روان شناختی این مقوله، بررسی چرایی پیدایش این امر از بعد اجتماعی و جامعه شناختی بسیار حائز اهمیت است و ناگفته پیداست که عوامل اجتماعی در گسترش فرهنگ دگرپوشی جنسی و شیوع رفتارهای نابهنجارانه در اجتماع تاثیر بسزایی داشته اند. این جوانان که خود را در خدمت فرهنگ غیرمعمول غربی قرار داده و بدون اندیشه و تفکر، تمامیت خواسته های این فرهنگ ها را در راستای نوعی روشنفکری و به اصطلاح به روز و مدرن بودن پذیرفته و مورد تقلید قرار داده اند، همان مادران و پدرانی خواهند بود که در آینده ای نه چندان دور باید به عنوان گردانندگان خانواده، الگویی تمام عیار برای فرزندان خود باشند و با تعلیم و تربیت صحیح، اصول انسانی و هنجارهای اجتماعی را به نسل آینده انتقال دهند اما به راستی دختری که با کچل کردن موهای خود و همچنین پوشیدن شلوارهای موسوم به طرح سندبادی که بیشتر در بین مردان اقوام جنوب ایران و به تقلید از لباس های سنتی هند مرسوم است و به پا کردن کتانی های پسرانه می توانند نقش مادری را برعهده گرفته و فرزندانی را تحویل جامعه دهند که بتوانند مایه سربلندی آنها شوند؟ آیا پسرانی که با آرایش کردن چهره، برداشتن ابرو، حک کردن مدل های گوناگون تاتو بر بدن و به پا داشتن شلوارهای بسیار تنگ و کمی بلندتر از شلوارک و کفش های با پاهایی نیمه عریان بدون جوراب و از همه مهم تر البسه پاره و تکه تکه شده که در برخی موارد، قسمت هایی از بدن آنها را نمایان می کند که شاید مشاهده آن حتی برای پسران همجنس خودشان هم نوعی محرک جنسی باشد از عهده مسئولیت پدری و وظایف مردانه یک خانواده که باید به پدر به عنوان رئیس خانه تکیه کند برخواهند آمد؟ مادری که بیش از احساسات لطیف مادرانه به رفتارهای مردان گرایش دارد و پدری که به جای ابهت و منش پدرانه، خود را به سان زنان می آراید، آیا خود مایه سربلندی پدر و مادرشان بوده اند که در آینده این انتظار را از فرزندان خود داشته باشند و پیش تر از آن اینکه اصلا این جوانان صلاحیت احراز نقش و جایگاه پدر و مادر بودن را دارند؟ ناگفته نماند حتی در اروپا و فرهنگ غرب هم شاید این مقدار از ناهنجاری در اموری مانند مد و لباس مشاهده نشود ولی در پی اهداف تخریب کننده ای که در ورای القای فرهنگشان به جوامع دیگر از جمله ایران دارند، با تحریک نسل جوان و نفوذ و سیطره بر ذهن آنان، تلاش می کنند که به شدیدترین صورت ممکن، جوامع را منقلب کرده و حتی خانواده ها را با اضمحلال و گسست مواجه سازند و با تاسف، جوانان هم از این اقدامات با آغوشی باز استقبال نموده و به نحو احسن و حتی شاید گاهی فراتر از چیزی که غرب می خواسته، از این فرهنگ وارداتی تقلید می کنند. مبدل پوشی جنسی یا دگرپوشی می تواند یکی از نشانه های هویتی تراجنسیتی ها باشد ولی همیشه به معنای رفتار تراجنسی نیست و در برخی موارد حتی بدون دلیل خاص و انگیزه مشخصی به صورت خود به خود بروز می کند. این شیوه رفتاری در اکثر فرهنگ ها مذموم بوده و باعث ایجاد خرده فرهنگ هایی می شود که در جهت فروپاشی فرهنگ قالب جامعه گام برداشته و با توجه به اینکه عوامل اجتماعی، مهم ترین تعیین کننده های این الگوی پوشش و آرایش می باشد، جامعه را با آشفتگی های پیچیده ای مواجه می کند. انحرافاتی که در مقوله مد در پوشاک در جهان ایجاد شد، سبب گردید که برخی از البسه مردانه مانند شلوار که در فرهنگ غرب فقط به مردان اختصاص داشت به زنان هم توصیه شود و پس از اندک زمانی، پوشیدن شلوار برای زنان کاملا معمول شد. همچنین که برخی زنان بدون توجه به عرف و نیز ترس از بدنامی اجتماعی از کت و شلوار و پیراهن مردانه نیز استفاده می کردند که رفته رفته به مد روز تبدیل و این نوع پوشش لباس هم در جامعه عادی جلوه داده شد. در نتیجه در ادامه این تغییرات فرهنگی، این رفتار مقبول واقع شده و زنان از برچسب دگرپوش گرایی مبرا شدند ولی این عمل در خصوص مردانی که مثلا پیراهن توری یا دامن و نیز کفش پاشنه بلند می پوشیدند، صادق نبوده است. این مسئله تا بدان جایی پیش رفته که در اغلب فرهنگ ها پوشیدن لباس زنانه توسط مردان به تابو تبدیل شده و مردانی که به هر دلیل اقدام به این عمل می کنند به نوعی منحرف نامیده می شوند. امروزه می توان علاوه بر گسترش صنعت مد و فشن در کنار شیوع فضای مجازی و نشر گونه های مختلف پوشش ظاهری ستارگان جهان و نیز رشد شبکه های ماهواره ای، از مقوله ناهمگون پوشی جوانان در جامعه با عنوان عقده های روانی یاد کرد که باعث می شود به بحرانی اجتماعی ختم شود. چراکه بسیاری از کارشناسان هم این پدیده را در اثر تغییر هویت فرد به دلیل مشکلات فرهنگی و جامعه پذیری ناکامل، به حالتی از اختلال روانی نسبت می دهند. این اختلال گرچه در نتیجه شکاف بین نسلی یا هر رویداد دیگری که رخ بدهد، همیشه به عنوان انگیزه های جنسی و یادگارخواهانه نیست و صرفا جنبه به رخ کشیدن خود و به دید دیگران آمدن صورت می پذیرد. آن زمان که شدت این قضیه بیشتر شده و زنگ خطری را در جامعه به صدا درآورد، باید علاوه بر ریشه یابی این پدیده به دنبال راهکارهای جلوگیری از ترویج آن هم بود که تا آنجایی پیش نرود که هم به عنوان مسئله ای اجتماعی شیوع یابد و هم راه های جلوگیری از رواج هر چه بیشتر آن دشوار گردد. از خدمات عجیب و باورنکردنی سالن های زیبایی زیرزمینی مردانه می توان به موهای شیطان پرستی، کاشت ته ریش، تاتوی خط ریش، بنداندازی گونه، بافت مو، اپیلاسیون، سولاریوم، خالکوبی و حتی پیکرتراشی برای لاغری نام برد که به مجموعه ای نادر و غیرقابل باور تبدیل شده که شاید برای اکثریت جامعه به مثابه داستانی باشد که در خواب ببینند؛ تا جایی که برداشتن زیر ابرو در مقایسه با این پدیده های تازه وارد، آنقدرها هم مقبوح نیست و به بهترین ناهنجاری مرسوم بین پسران بدل می شود. در سال های گذشته هم خبری از پسری با کفش های پاشنه بلند که جزو جدیدترین رهاوردهای غربی است در یکی از پاساژهای لوکس و مطرح پایتخت واقع در منطقه زعفرانیه تهران انتشار یافت که با جنجال های فراوانی همراه شد و سبب گشت که سر و صدای زیادی در جامعه به پا شود. فارغ از اینکه پسران پولدار و بی دغدغه شمال تهران که بدون هیچ زحمتی صاحب دارایی های هنگفتی شده و از فرط بی نیازی به این کارها روی می آورند و غالبا در رده سنی بیست تا بیست و نه سال هستند، به واقع این خودنمایی ها نه تنها هیچ ارزشی به این دسته از افراد جامعه نیافزوده و چهره ای منفور و مشمئزکننده از آنها به تصویر می کشد، شاید با نگاه های بسیاری مواجه باشند ولی پس از مدتی این نگاه ها رنگ باخته و دیگر افراد حتی تلاش خواهند کرد که چشمان خود را به این ژست های تقلبی و قبیح آلوده نکنند و حتی به نوعی این افراد سراسر عقده را طرد نمایند. اینان باید بدانند در کنار اینکه نه تنها زیبایی ای در وجودشان ندارند که با این رفتارها، خود را به زشت ترین حالاتی در می آورند که پس از مدتی از مد خواهند افتاد و شاید برخی از اعمالی که انجام داده اند این امکان را نداشته باشد که به حالت اولیه خود بازگردد. آنهایی که پیام آوران آخرالزمان هستند به این مهم توجه کنند که به هر قیمتی نمی توان زیبا شد و اگر چنان شد به هیچ عنوان پایدار نخواهد بود. به نقل از قدیمی های اصیل که گفته اند: صورت زیبای ظاهر هیچ نیست-ای برادر صورت زیبا بیار…

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات