رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 13 نوامبر 2019 - 12:44
  • کد خبر : ۵۸۶۵
  • چاپ خبر : اسیدپاشی،یک ترور جمعی!
پروفسور حسین نجمی (روان پزشک):فرد سالم اقدام به اسیدپاشی نمی کند

اسیدپاشی،یک ترور جمعی!

اسیدپاشی در زمره آسیب های اجتماعی بدخیم قرار می گیرد که قلب جامعه را به درد می آورد و نیز با نوعی هراس اجتماعی که با خود به همراه دارد سبب بروز آسیب های بی شمار دیگری می گردد. این مقوله علاوه بر دو فرد آسیب زننده و آسیب دیده، تاثیر روانی و اجتماعی فراوانی […]

اسیدپاشی در زمره آسیب های اجتماعی بدخیم قرار می گیرد که قلب جامعه را به درد می آورد و نیز با نوعی هراس اجتماعی که با خود به همراه دارد سبب بروز آسیب های بی شمار دیگری می گردد. این مقوله علاوه بر دو فرد آسیب زننده و آسیب دیده، تاثیر روانی و اجتماعی فراوانی بر یکایک افراد جامعه داشته و به نوعی می توان آسیب های مربوط به آن را همه شمول دانست. اسیدپاشی که به معنای دقیق کلمه یعنی حمله عمدی فردی با اسید به فردی دیگر در جهت نابودی چهره او، نوعی خشونت اجتماعی به حساب می آید که می توان آن را شدیدترین نوع این خشم قلمداد کرد. اسید به دلیل خواص خورندگی و گرمایی که ایجاد می کند سبب ایجاد آسیب و در نهایت مرگ بافت های پوست شده و پس از آن، علاوه بر سوختگی پوست، چربی زیر پوست را نیز حل کرده و در نتیجه به عضلات و استخوان ها هم نفوذ می کند. از آن جایی که اغلب، این ماده را به هدف نابودی چهره به صورت فرد می پاشند، پلک و مژه و نیز لب ها به طور کامل از بین رفته و بینی و گوش نیز به حد زیادی تخریب می شود و علاوه بر آن بیشترین آسیب را بر چشم‌ ها وارد می کند که حتی شاید به نابینا شدن فرد نیز بیانجامد که البته شدت ضایعه به غلظت اسید و نوع آن بستگی دارد. همچنین مهم ترین خطرات جسمی تهدید کننده فرد آسیب دیده، عفونت خون، نارسایی کلیه و مشکلات تنفسی است که در نهایت احتمال مرگ را هم برای این فرد تشدید می کند. ضمن این که فرد بزه ‌دیده در قالب چندین عمل جراحی که گاهی بسیار طاقت ‌فرسا نیز بوده، نه فقط برای بهبود وضعیت ظاهری چهره و عمل جراحی زیبایی، بلکه در راستای سلامت دیگر اعضا و جوارح حیاتی بدن برای زنده ماندن، مسائل و مشکلات بیشماری را متحمل می شود. اگر چه اسیدپاشی به عنوان آسیبی اجتماعی در سطح جهان، اکثرا با محوریت حمله به زنان و نیز در جوامع سنتی و شرقی و همچنین کشورهای در حال توسعه یا توسعه‌ نیافته بیشترین شیوع را دارد ولی نام لندن به عنوان پایتخت اسیدپاشی دنیا مطرح است که اتفاقا با نگهداری قانونی اسید توسط گروه ‌های تبهکار، اقدام به اسیدپاشی فقط در راستای مسائل شخصی و خشونت ‌های خانوادگی نبوده بلکه بیشتر در امور دیگری چون کلاهبرداری و مسائل اقتصادی و نیز تسویه ‌حساب ‌های غیرشخصی انجام شده و مردان، درصد بالایی از قربانیان این مقوله را تشکیل می دهند. همچنین می توان گفت فارغ از مسائل جنسیتی، قربانی این پدیده چه زن باشد چه مرد، با هدف نابودی زندگی اجتماعی اش مورد حمله قرار می ‌گیرد که در موارد خاصی منجر به مرگ افراد می ‌شود. این پدیده در دنیا قدمتی در حدود یکصد و پنجاه سال دارد اما در ایران نخستین اقدام به اسیدپاشی را به سال ‌های ابتدایی دهه ۱۳۰۰ منتسب کرده‌ اند که البته اطلاعاتی از جزئیات آن موجود نیست ولی اولین اسیدپاشی به ثبت رسیده، مربوط به بیش از شصت سال پیش یعنی سال ۱۳۳۴ است. در آن دوران مجرمی که محکوم به حبس ابد شده بود، برای نخستین بار از اسید برای انتقام‌ گیری علیه قاضی دادگستری ای که این حکم را برای وی صادر کرد بود، استفاده کرد. در بررسی این اتفاق که به عنوان پدیده‌ ای نوظهور در آن سال ‌ها رخ داده، علاوه بر اینکه دلیل این اقدام، مسائل غیرعاطفی و غیرخانوادگی بود، قربانی آن نیز مردی با پایگاه اجتماعی بالا و شاید باتجربه و میانسال بوده است. بعد از این رویداد، در سال ۱۳۳۷  برای اولین بار قوانینی در جهت حق ‌خواهی قربانیان اسیدپاشی وضع شد که قصاص و حبس ابد از اشد مجازات ‌های این قوانین بود که در این دوره شصت ساله علاوه بر اینکه در هیچ موردی این مجازات‌ ها اجرایی نشده، قانون مربوط به این مسئله نیز بارها دستخوش تغییراتی شده است. قصاص عضو از مهم‌ ترین انواع جزای تصویب شده برای فرد بزهکار بوده که البته با نوعی پایمالی عدالت اجتماعی نیز همراه است؛ چرا که از بین بردن عضوی از چهره فرد آسیب‌ زا، هیچگاه نمی تواند در قیاس با نابودی چهره فرد بزه‌ دیده نوعی احقاق حق به‌ حساب آید و با اجرا شدن این مجازات، نوعی بازتولید خشونت روی می دهد که احساسات مردم را جریحه‌ دار تر خواهد کرد.

*عامل اسیدپاشی از عمق فاجعه بی خبر است

پروفسور حسین نجمی – روان پزشک و فوق دکترای روان پزشکی سالمندی

پروفسور حسین نجمی، روان پزشک و فوق دکترای روان پزشکی سالمندی با تشریح ریشه های اسیدپاشی و بررسی علل بروز این مقوله گفت:” اسیدپاشی دارای ریشه های مختلفی است که باید از ابعاد زیست شناختی، روان شناختی و جامعه شناختی تحلیل شود. اما باید گفت که هیچگاه یک فرد سالم به این کار اقدام نمی کند. اصولا در قشر پیشانی فرد که وظیفه تکلم و نیز رفتارهای انسان را بر عهده دارد ماده ای ترشح می شود که در صورتی که بیش از حد مجاز ترشح گردد باعث افزایش سروتونین و آدرنالین خواهد شد و این افزایش ترشح این هورمون ها می تواند زمینه ساز هرگونه اختلال در رفتار فرد شود. پس باید دانست که این عامل حتی می تواند مقدمه ای برای جنایات هولناکی شود که اسیدپاشی در زمره آنهاست. به دیگر سخن بسیاری از پدیده های ژنتیکی از کودکی در فرد آشکار می شود؛ مثلا والدینی با مشکلات مادرزادی و حتی مسائل روانی و نیز عوامل آسیب رسان حین زایمان، می تواند در نوزاد اثرات منفی ایجاد کند. همچنین افرادی که دچار آسیب های مغزی می شوند باید به موقع شناسایی و درمان شوند که از وقوع بحران در آینده جلوگیری شود. ضمن اینکه بسیاری از بیماری های روانی چون اختلال کم توجهی، اختلال شخصیتی و حتی بیش فعالی با درمان به وقت می تواند موثر واقع شود و از همان دوران نوجوانی مانع بروز اختلالات دیگر گردد. پس در مقوله اسیدپاشی هم باید از بروز آن پیشگیری کرد.” وی در ادامه با اشاره بر مداخله پیش از وقوع حادثه و لزوم وضع قوانینی در جهت این اقدام تببین کرد:” آگاهی بیشتر پیرامون پدیده هایی چون اسیدپاشی و افزایش فرهنگ در جامعه می تواند از شدت این عمل جلوگیری کند. اکثر عاملان اسیدپاشی دارای اختلال شخصیتی پارانوئید و یا دو قطبی و نیز اسکیزوفرنی هستند. همچنین دچار انواع افسردگی بوده و تحت تاثیر مواد مخدر و توهم زا قرار دارند. در نتیجه بسیاری از این اختلالات حتی با یک قرص قابل درمان است و مداخله به هنگام می تواند زمینه ساز پیشگیری از بسیاری از فجایع شود. ضمن اینکه باید فرهنگ مراجعه به روان شناس و مشاور برای آحاد جامعه بسترسازی شود تا از بروز بسیاری از این وقایع جلوگیری شود. مثل اینکه مردی به دلیل بیماری روانی از همسرش جدا می شود و به علت عدم درمان علاوه بر اینکه در جامعه رها شده، ممکن است به همسرش هم آسیب بزند. در حالی که در برخی از کشورها، روان پزشک در مواقع خاص می تواند در صورت تشخیص موارد خطرناک بدون اجازه دادستانی مداخله کرده و نسبت به بستری شدن فرد اقدام کند.” این فوق تخصص اعصاب و روان در ادامه با تاکید بر عدم آگاهی فرد اسیدپاش از عمق فاجعه و فراهم بودن بستر خرید اسید در ایران افزود:” انتقام ‌جویی عشقی یکی از اصلی ‌ترین علل وقوع اسیدپاشی است که در این امر، حسادت نقش اساسی ای را ایفا می کند. همچنین انگیزه‌ های ناموسی مانند سوءاستفاده جنسی، ممکن است زمینه تلافی و انتقام را فراهم سازد. اختلافات خانوادگی، کینه‌ های قدیمی و از این قبیل مسائل از عوامل دیگر بروز اسیدپاشی در ایران می باشد.”

*اسیدپاشی یک ترور جمعی است

دکتر مزدک دانشور، انسان شناس و پزشک ضمن تعریف و تقسیم بندی انواع خشونت به سه دسته عامدانه، ساختاری و فردی و جمعی گفت:” خشونت یک تعریف سهل و ممتنع دارد. به لحاظ جسمی خشونت به معنای وارد کردن یک آسیب بدنی به انسانی دیگر است. با این حال تصادف رانندگی یک خشونت نیست یا پزشکی که برای درمان یک بیماری اقدام به جراحی می‌ کند مرتکب خشونت نشده است! چرا که نیت در این آسیب اهمیت دارد و اگر هر کاری با نیت سوء انجام شود می‌ توان گفت که فرد، مورد خشونت واقع شده است که این نوع خشونت، عامدانه می باشد. ولی آیا فقر و نابرابری خشونت ایجاد نمی کند؟ مثلا در جوامع نابرابر و در لایه های پایین آن، مرگ و میر قلبی آمار بالایی دارد که به دلیل همان نابرابری ها رخ می دهد. این خشونت از نوع ساختاری است و اگر جمع یا گروهی به عنوان بیمار یا دارای مشکل شناخته شوند در معرض خشونت فردی و جمعی قرار می گیرند. ضمن اینکه علاوه بر درد بدنی، برخی از خشونت ها با چشم ناظر امکان درک می یابد ولی باید این را هم در نظر داشت که فقط نباید بعد جسمی و فیزیکی خشونت را بررسی کرد. هرچند که میزان درد و رنج روحی یا درد تنهایی و بی مهری قابل سنجش نیست.” این انسان شناس پزشکی ضمن طرح سوالاتی چون: چرا خشونت ایجاد می‌ شود؟ آیا اعمال خشونت فقط درعمل خلاصه می شود؟ آیا باید مفهوم انسان را تنها در خود انسان خلاصه کرد؟ اذعان نمود:” خشونت در جامعه‌ ای که نابرابری داشته باشد بیشتر است. امروزه بیشترین دلیل خشونت بی‌ احترامی است که باعث می شود فرد به رفتارهای خشن متوسل گردد که احترام دیگران را جلب کند. به دیگر سخن افراد در روابط بین فردی با اعمال خشونت به دنبال احترام و طلب اطاعت فرد از خود و مطیع کردن وی هستند. می توان گفت لایه های پایین جامعه چیزی جز احترام ندارند و برای حفظ احترام خود دست به اقدامات خشونت بار می زنند. مثل مردی که از همسرش جدا شده و چون احترام خود را خدشه دار می بیند، با خشونت می خواهد او را مطیع خود کند. پس باید افراد بپذیرند که بدن و روح انسان ها متعلق به خودشان است و نباید چیزی به آنها تحمیل شود تا چرخه خشونت متوقف گردد.” دانشور با بیان اینکه دردی که قربانیان اسیدپاشی متحمل می شوند غیرقابل سنجش است گفت:” فرد اسیدپاش از تعامل با جهان پیرامون خود ناتوان است و تحمل اینکه قربانی برای شخص دیگری باشد را ندارد. وی اسید را به چهره قربانی می پاشد تا او را از تعامل با جهان اطراف محروم کند. چرا که انسان بی صورت، ارتباطی با پیرامونش نخواهد داشت و عامل اسیدپاشی قصد کرده که تعامل فرد با دیگران را از وی بگیرد. در نتیجه این جنایت در سطح فردی باقی نمانده و در جامعه هم محسوس خواهد بود. پس می توان گفت که اسیدپاشی یک ترور جمعی است و نه یک رویداد فردی!” او در ادامه با تاکید بر ایجاد هراس توسط اسیدپاش مبنی بر محروم کردن قربانی از تعامل اجتماعی در نتیجه عدم اطاعت از او تشریح کرد:” در مقوله اسیدپاشی هم، فرد عامل چنان می پندارد که بدن آن فرد، بدنی سرکش است و می‌ خواهد با خشونت آن بدن را مطیع خود سازد. نهایتا باید فارغ از جنسیت، افراد قابل احترام باشند و همان گونه که هستند پذیرفته شوند؛ حتی اگر خلاف میل ما رفتار کنند که در چنین جامعه ای است که دیگر اسیدپاشی و مسائلی از این قبیل در آن مشاهده نخواهد شد.”

*قربانیان اسیدپاشی دچار طردشدگی می شوند

دکتر حمیده عادلیان، مددکار اجتماعی

دکتر حمیده عادلیان، مددکار اجتماعی با تاکید بر اینکه قربانیان اسیدپاشی دچار طردشدگی می ‌شوند که مصداق بارزی از بی عدالتی است و دیه و قصاص هم توان اجرای عدالت واقعی این افراد را ندارد اذعان کرد:” قربانیان اسیدپاشی دچار انزوا و محرومیت اجتماعی می شوند و هویت اجتماعی آنها هم تحت الشعاع قرار می گیرد. در مقوله فوق، بسترهای فرهنگی و اجتماعی بسیار حائز اهمیت هستند. از این رو قوانین به تنهایی نمی تواند کارساز باشد و در کنار آنها باید بر تغییرات فرهنگی و اجتماعی نیز متمرکز شد. ضمنا علیرغم اینکه جامعه ایران در حرکت به سوی مدرنیسم است ولی آثار فرهنگ مردسالارانه در جامعه وجود دارد و همین سبب می شود که زنان از ورود به عرصه ‌های مختلف احساس خطر کرده و در صورت احقاق حقشان مورد حمله واقع می شوند و همین امر باعث شده که زنان قربانی عمده اسیدپاشی باشند.” این مدرس دانشگاه با اشاره به اینکه نزاع های خانوادگی و خشونت های خانگی مهم ترین دلایل ارتکاب اسیدپاشی در ایران هستند اضافه کرد:” علاوه بر اینکه زنان باید بازتعریفی از خود داشته باشند می بایست کنشگری اجتماعی با تمرکز بر پیشگیری صورت گیرد تا با حساس سازی و ارتقای آگاهی در جامعه نگرش جدیدی ایجاد شود. به بیان دیگر نقش کنش های جمعی اهمیت یافته و موسسات مردم نهاد باید بستر کنشگری را ایجاد کنند.” وی علاوه بر خشونت خانگی و مسائل عاطفی، مشکلات مالی چون سرقت و دزدی را هم از عوامل اسیدپاشی عنوان کرده و خاطرنشان کرد:” فقدان مهارت‌ های حل مسئله در روابط بین فردی عاملی است که می‌ تواند منجر به بروز چنین جرایمی شود که با ارتقا دادن آگاهی جامعه می توان از شیوع آن جلوگیری نمود.”

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات