رفتن به بالا
  • سه‌شنبه - 7 ژانویه 2020 - 12:39
  • کد خبر : ۶۰۶۳
  • چاپ خبر : ترور سرباز مقاومت از منظر حقوق بین الملل

ترور سرباز مقاومت از منظر حقوق بین الملل

اقدامات وحشت افکن و خشونت پراکن همیشه ماهیتی تروریستی داشته است. زیرا با تولید موج خشونت و وحشت، بدون توجه به اهداف نظامی و غیرنظامی، امکان نظامی و غیرنظامی، وقوع مخاصمه مسلحانه یا عدم وقوع آن، به قصد تهدید و قدرت نمایی صورت می گیرد. ترور اخیر سردار قاسم سلیمانی به عنوان یک مقام ارشد […]

اقدامات وحشت افکن و خشونت پراکن همیشه ماهیتی تروریستی داشته است. زیرا با تولید موج خشونت و وحشت، بدون توجه به اهداف نظامی و غیرنظامی، امکان نظامی و غیرنظامی، وقوع مخاصمه مسلحانه یا عدم وقوع آن، به قصد تهدید و قدرت نمایی صورت می گیرد. ترور اخیر سردار قاسم سلیمانی به عنوان یک مقام ارشد نظامی (فرمانده سپاه قدس) ایرانی توسط پهپادهای ایالات متحده امریکا در عراق، ماهیتی تروریستی داشته است. از ابعاد مختلفی می توان این واقعه را مورد بررسی قرار داد؛ و یقین حاصل کرد، که رویکرد ایالات متحده آمریکا دربرگیرنده موج وحشت پراکنی و ترور بوده است نه یک اقدام برای امنیت ملی این کشور.

از طرفی ترور قاسم سلیمانی به عنوان یکی از مصادیق بارز کشتار هدفمند (Targeted Killing) به حساب می آید. کشتار هدفمند در حقوق بین الملل به معنی استفاده عمدی از پیش برنامه ریزی شده از ابزار قهری کشنده توسط یک بازیگر حقوق بین الملل از جمله دولت علیه شخص معین است چنانکه مرگ شخص مورد نظر، هدف اصلی این عملیات تعیین شده باشد. با توجه به اعلام نهادهای متعدد امنیتی و نظامی ایالات متحده امریکا، دستور کشتار سردار سلیمانی با دستور مستقیم رئیس جمهور ایالات متحده امریکا صورت گرفته است؛ این حمله مسلحانه را باید به عنوان یک نمونه کشتار هدفمند تلقی نمود. کشتار هدفمند اگر به نام اجرای قانون صورت گیرد بایستی مبنای حقوقی و قضایی داشته باشد که طی یک روند دادرسی عادلانه در دادگاهی مستقل، مشروعیت یافته باشد. بدین ترتیب علیرغم ادعاهای ایالات متحده امریکا مبنی بر اینکه ترور قاسم سلیمانی یک اقدام قضایی و پیشگیرانه در جهت رفع حمله قریب الوقوع و برای مجازات او به عنوان یک جنایتکار بین المللی بوده است که ارتباط مستقیمی با حمله به سفارت امریکا در عراق داشته است؛ هیچ نهاد حقوق بشری بین المللی و جهانی، این امر را تایید ننموده که هیچ، اعتراضات گسترده ای از سوی نظریه پردازان و حقوقدانان و سیاستمداران مبنی بر ممنوعیت اعدام های فراقضایی اعلام شده است. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل، اگنس کالامارد در مورد اعدام های فراقضایی اعلام کرده است که دولت ها حق ندارند بدون فرایند قضایی، حق حیات را از یک انسان سلب کنند و چون میان ایران و ایالات متحده امریکا مخاصمه مسلحانه ای وجود ندارد، لذا نمی توان قواعد حقوق مخاصمات مسلحانه را به عنوان قاعده جاری در این مورد قابل اعمال دانست.

از طرفی کاربرد پهپادها برای قتل و کشتار افراد قانونی نمی باشد؛ زیرا که اساساً بکارگیری پهپادهای بدون سرنشین هنوز از رویه و ماهیت مشخصی در قوانین بین المللی برخوردار نیست. بعبارتی ایالات متحد با توجیهات غیرقانونی، از طرق غیرقانونی اقدام به یک رفتار غیرقانونی نموده است. که نیازمند واکنش عمومی و جمعی جامعه بین المللی است. هرگونه سکوت و بی عملی نه تنها نمی تواند تاییدی بر یک رفتار غیرقانونی تلقی شود، بلکه دربرگیرنده سیاست منفت طلبی کشورهاست و بس.

نهایتاً طیف اقدامات اتخاذی در پاسخ به این واقعه را می توان چنین برشمرد؛ درخواست ارجاع وضعیت به مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ارجاع وضعیت به شورای حقوق بشر، ارجاع وضعیت به دیوان بین المللی دادگستری و انجام اقدامات متقابل. بایستی در نظر گرفت که محتوای اقدامات متقابل (countermeasure) ضرورتاً باید از دو عنصر ضرورت و تناسب برخوردار باشد. البته با توجه به درخواست پارلمان عراق از نیروهای نظامی خارجی برای خروج هر چه زودتر از این کشور، در صورت تاکید و تایید این قطعنامه صادره از پارلمان توسط دولت عراق می توان وضعیتی را در نظر گرفت که با امتناع ایالات متحده امریکا از خروج، حق دفاع مشروع دسته جمعی برای عراق و همپیمانانش در منطقه فراهم خواهد آمد. بدین ترتیب ایران می تواند در قالب ماده ۵۱ منشور ملل متحد به کمک دولت عراق بشتابد. زیرا اقدام ترور سردار سلیمانی در بغداد به خودی خود نقض حاکمیت و استقلال دولت عراق به حساب می آید، و طبق ماده ۱ طرح مسئولیت بین المللی دولت ها، اقدام دولت ایالات متحده امریکا عملی متخلفانه و نقض مقررات حقوق بین الملل است؛ به ویژه بند ۴ ماده ۲ منشور، یعنی اصل منع توسل به زور توسط ایالات متحده امریکا در عراق نقض شده است؛ و این اساساً با پروتکل ها و موافقتنامه های همکاری دوجانبه عراق و ایالات متحده امریکا نیز مغایر می باشد.

تلاش ایالات متحده امریکا برای شعله ور نمودن آتش جنگی بین المللی در منطقه غیرقابل چشم پوشی می باشد. یقیناً تلاش های نیروهای نظامی ایران در سرکوب داعش در منطقه حایز اهمیت می باشد. اما رویکرد خودسرانه غالب ایالات متحده برای ناامن نگه داشتن منطقه و کنترل تجارت اسلحه و نفت، گول زننده و موهوم است. این نیازمند اتخاذ تصمیم های درست و بجا در برخورد با یک فعل متخلفانه بین المللی است؛ بایستی از مراجع و مبادی صحیح و قانونی اقدام شود، تا بتوان وارد بازی گول زننده امریکایی ها در شعله افروزی آتش جنگی خونین نشد.

فاطمه باباخانی

مدرس/پژوهشگر/دکتری حقوق بین الملل

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات