رفتن به بالا
  • یکشنبه - 6 سپتامبر 2020 - 11:30
  • کد خبر : ۶۷۰۴
  • چاپ خبر : آینده اقتصاد ایران به کجا خواهد رسید؟
محمود جام‌سازاقتصاددان، در گفت‌وگو با صدای اصلاحات پاسخ داد؛

آینده اقتصاد ایران به کجا خواهد رسید؟

علیرضا اصغرزاده– محمود جام‌ساز، اقتصاددان، گفت: امسال ما کسری بودجه بسیار بالایی روبرو هستیم که این کسری بودجه پنهان تازه قبل از بروز کرونا تنظیم‌شده بود یعنی بودجه‌ای که این کسری بودجه پنهان را داشت قبل از بروز و فراگیری کرونا تصویب‌شده بود.

علیرضا اصغرزاده– محمود جام‌ساز، اقتصاددان، گفت: امسال با کسری بودجه بسیار بالایی روبرو هستیم که این کسری بودجه پنهان تازه قبل از بروز کرونا تنظیم‌شده بود یعنی بودجه‌ای که این کسری بودجه پنهان را داشت قبل از بروز و فراگیری کرونا تصویب‌شده بود.

این اقتصاددان ادامه داد: بروز و ظهور کرونا ویروس هزینه‌های بسیار گزافی را هم بر دوش دولت گذاشت که البته بسیاری از این هزینه‌ها هنوز محقق نشده است یعنی فرض کنید که یک میلیارد یورو که قرار بود از صندوق ذخیره ارزی برداشت شود برای این منظور هنوز معلوم نیست که چقدر برداشت‌شده و اگر برداشت‌شده در کجا مصرف‌شده و سایر هزینه‌ها دولت را با تنگنای بسیار شدیدی روبرو کرده به‌خصوص اینکه دولت ترامپ به‌شدت در جهت تشدید بیشتر تحریم‌ها علیه ایران است و تحریم‌های حداکثری خود را همین‌طور افزایش می‌دهد و تمام منافذ ورودی ارز به داخل کشور را مسدود کرده و باوجوداینکه اخیراً قطعنامه شورای امنیت علیه ایران رد شد البته فقط کشورهای دومینیکن، چین و روسیه رأی موافق دادند و بقیه همه رأی ممتنع دادند، رأی ممتنع به معنی رأی آری یا خیر نیست بلکه رأیی است که به معنی کنار کشیدن از موضوع مطرح‌شده در شورای امنیت هست این موضوع نیز به اعتقاد بنده یک پیروزی برای جمهوری اسلامی ایران نیست و علی ایحال دولت برای اینکه منابع خود را برای جبران کسری بودجه تأمین کند چندین راه را در پیش گرفت.

محمود جام‌ساز، اقتصاددان، در گفت‌وگو با صدای اصلاحات، درباره روش های جبران کسری بودجه گفت: یکی از این راه‌ها انتشار اوراق بدهی بود که ظاهراً از این محل حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد کسب کرد یا قرار است کسب کند، دیگر راه مسئله فروش دارایی‌های دولت سپس فروش بخشی از سهام شرکت‌های دولتی در بورس یعنی عرضه این سهام در بورس و عرضه ده درصد سهام شستا که متعلق به تأمین اجتماعی است در بورس.

او ادامه داد: یکی از دلایلی که دولت بورس را تقویت کرده که الآن به آن صورت دیگر حمایت نمی‌کند از بورس به این دلیل است که ارزش معاملاتی که در روز انجام می‌شود نیم درصد مالیات به دولت تعلق می‌گیرد و به‌هرحال بورس ما به‌صورت بی‌سابقه‌ای افزایش قیمت پیدا کرد و قیمت‌های ذاتی بورس به‌شدت باقیمت تابلو یا قیمت بازاری تطابق نداشت و فاصله آن بسیار زیاد بود و همین نشان‌دهنده این بود که بورس قیمت‌هایش کاذب است یکی هم اینکه به دلیل اینکه رشد اقتصادی ما منفی است و در بهار امسال آمار دولتی حاکی از این است که رشد اقتصادی منفی ۳٫۵ درصد است، رشد کاذب قیمت‌های بورس نشان می‌دهد که خیلی از این شرکت‌ها یا دارند ضرر می‌دهند و یا اصلاً سرمایه‌ها در مسیر تولید و تقویت تولید و توسعه اقتصادی و اشتغال نیست و بنابراین قیمت‌ها حبابی است.

جام‌ساز گفت: سؤالی که مطرح می‌شود این است که این قیمت‌های حبابی تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟ قیمت‌های حبابی بالاخره باید اصلاح شود یعنی اصلاح قیمتی در بورس به وجود آید.

* کسب درآمد مالیاتی علت اصلی هدایت مردم به سمت بازار بورس

این اقتصاددان گفت: یکی از سیاست‌هایی که دولت اجرایی کرد، تشویق مردم به سمت بازار بورس بود و از آنان خواست که سرمایه‌های خود را به بازار بورس بیاورند تا وارد بازارهای موازی مانند طلا و ارز نشوند همین مسئله کسب درآمد مالیاتی بود و سهام‌دارانی که تقریباً از اردیبهشت‌ماه وارد بورس شدند چون از ابتدای فروردین تا ۲۰ اردیبهشت بورس رسماً یک رشد بسیار غیرمعقولی کرد و کسانی که دارای پس‌انداز خرد بودند را تشویق کرد به ورود به بازار سهام کرد و بااشتهای سیری‌ناپذیر سودهای بادآورده دل‌خوش می‌کردند حالا به‌محض اینکه وارد شوند ظرف مدت ۲ ماه صد الی دویست درصد سود خواهند کرد اما همان‌طور که مستحضرید خود بازار بورس، بازاری است که بازدهی بلندمدت دارد یعنی کسانی که در بازار بورس هستند این‌ها سرمایه گذران بزرگ و حرفه‌ای هستند که کمتر به خریدوفروش سهام می‌پردازند به‌عنوان نمونه آقای «وارن بافت» یکی از بزرگ‌ترین بورس بازان دنیا که به سلطان بورس معروف است همیشه می‌گفت من هیچ‌وقت سهام خود را نمی‌فروشم و پولی را وارد سهام می‌کنم می‌گذارم بماند مثل‌اینکه از دست دادم. به‌هرحال مردم انتظارهای زیادی از بورس داشتند و با تغییر قیمت‌ها در بازار سهام با ریزش سرمایه مواجه شدند و باقی‌مانده سرمایه خود را از بورس خارج کردند.

جام‌ساز در ادامه گفت: میدانید که بورس نسبت به اخبار و رسانه‌ها و شایعات بسیار حساس است به‌طور مثال وقتی‌که دولت صندوقی به نام ETF یا همان صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله از سرواژه‌های عبارت انگلیسی آن یعنی Exchange Traded Fund گرفته‌شده است که شامل دارا یکم یا همان سهام بانک‌ها و دارا دوم یا همان سهام پتروشیمی‌ها هست. خبر توقف ارائه صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله که قرار بود در بورس عرضه شود همین امر باعث شد در ۲ روز معادل ۱۴ هزار دلار از ارزش بورس کاسته شود و شاخص کل به زیر ۲ میلیون واحد رسید.

او در ادامه گفت: در یازدهم مردادماه سال جاری شاخص‌ها کاهش‌یافته بود و ارزش معاملات با کاهش ۵۶ درصدی به ۱۳ هزار میلیارد تومان رسید یعنی این نوسان‌های بورس باعث شد که این سهام خرد زیان ببینند و به‌سرعت سرمایه‌های خود را بیرون کشیده تا جلوی خسارت بیشتر را بگیرند اتفاقاً با توجه به قطعنامه سازمان ملل که قرار بود علیه ایران رأی داده شود که این‌طور نشد به‌جای اینکه شاخص بورس را افزایش دهد انگار شاخص بورس در جهت کاهش هدایت کرد یعنی در همان روز حدود ۷۲ هزار واحد ارزش سهام کاهش پیدا کرد.

*حرکت نقدینگی به سمت بازار ارز

این استاد دانشگاه گفت: در حال حاضر حرکت نقدینگی به سمت بازار ارز افزایش پیداکرده است به‌طوری‌که مشاهده می‌کنیم که قیمت ارز بسیار بالا رفته و از دست دولت خارج‌شده یعنی دولت به‌هیچ‌وجه نتوانسته مدیریت شناور ارزی را اجرا کند که یکی از علل این موضوع کمبود ارزی است که در اختیار دارد.

جام‌ساز گفت: سود سپرده‌های بانکی هم بالا رفته است از طرفی هم دولت در پی عرضه اوراق سلف نفتی در بورس انرژی است و می‌خواهد جذابیت بازار اوراق سلف نفتی را بالا ببرد و به همین دلیل از بورس حمایت نمی‌کند و حمایت نکردن سهام‌داران حقوقی و کنار کشیدن آن‌ها از معاملات نمادهای بزرگ به هم‌معنی است که دولت در پی ایجاد جذابیت درفروش اوراق سلف نفتی دارد که بتواند سرمایه‌های بیشتری به این سمت هدایت کند.

*علت خروج سرمایه از بازار بورس چیست؟

او در ادامه گفت: ضمناً فروش ۳۰ درصد نخست سهام عدالت آزادسازی شده از سوی برخی از کارگزاران به‌منظور آماده‌سازی شرایط برای عرضه ۳۰ درصد «ای.تی.اف» دارا دوم یکی دیگر از دلایل پایین آمدن شاخص بورس است.

این استاد دانشگاه گفت: مسئله دیگر انتقادهای زیادی است که در مورد صندوق‌های ETF یا همان صندوق سرمایه‌گذاری قابل معامله‌شده، دارا یکم فقط سهام بانکی‌هاست و در دارا دوم فقط پتروشیمی و پالایشگاه‌ها است به‌جای اینکه سهام متنوعی در این صندوق‌ها باشد که اگر یک سهام برای رشته‌ای از صنعت سقوط بکند سایر رشته‌های صنعتی سقوط نکند یا اینکه متعادل باشند این موضوع باعث شده که اگر سهام پتروشیمی و پالایشگاه‌ها سقوط کند مشکل برای کل صندوق به وجود خواهد آمد و تنوع سهام در دارا اول و دوم رعایت نشده است.

جام‌ساز گفت: به علت ریزش شدید بورس که سهام‌داران خرد اصلاً انتظار آن را نداشتند باعث شد حدود صد هزار میلیارد تومان از بازار بورس خارج شود ضمن اینکه سایت‌های ایران‌خودرو و سایپا هم پیش‌فروش خود را آغاز کردند و عده زیادی به خاطر منافع زیادی که در خرید اتومبیل به قیمت کارخانه برای آن‌ها دارد سهام خود را فروخته و به سمت خرید خودرو هجوم آوردند این امر هم می‌تواند یکی دیگر از دلایل خروج سرمایه از بازار بورس باشد.

جامساز

*دلیل سقوط شاخص بورس چه بود؟

او در ادامه گفت: یکی از دلایل سقوط شاخص بورس شاید برنامه‌ریزی دولت و شرکت‌های وابسته به دولت باشد چراکه این شرکت‌ها اطلاعات نامتقارن می‌دهند و سبب نوسانات قیمت‌ها می‌شوند و به‌هرحال بورس را مدیریت می‌کنند تا سرمایه‌های عظیم بورس به سمت خرید نفت سوق پیدا کند چراکه آن‌ها می‌خواهند اوراق سلف نفتی را عرضه کنند و دولت قصد دارد ۸٫۸ میلیارد دلار که چیزی حدود ۱۹۰ هزار میلیارد تومان از این اوراق کسب کند البته این اوراق مانند یک اوراق قرضه است که پشتوانه آن نفت هست یعنی اینکه قرار شود در موعد مقرر دولت نتواند نفت را به قیمت پایه بفروشد گفته است که سود بلندمدت به خریداران اوراق نفتی می‌دهد و وعده داده نمی‌گذارد خریداران ضرر کنند این دقیقاً مانند این است که مردم پولی را قرض به دولت قرض دهند و اوراق قرضه تحویل گرفته و در این میان دولت هم نفت را واسط این معامله قرار داده و خیلی مشخص است که سال آینده با سررسید این اوراق و با استمرار سیاست‌های دولت و وضعیت دیپلماسی ایران با خارج و تجارت خارجی و در انزوا قرار گرفتن ایران و تعطیل شدن تجارت خارجی دولت قادر نیست حتی روزی دویست هزار بشکه نفت بفروشد چه طور ممکن است که روزی ۶۰۰ هزار بشکه نفت بفروشد تا بتواند بدهی خود را به این خریداران دهد خب معلوم است که این بدهی به عهده دولت آینده خواهد افتاد و این وسط بانک مرکزی است که دوباره باید اسکناس چاپ کند تا در اختیار دولت قرار دهد و تا این بدهی‌ها پرداخت شود.

جامساز افزود: این موضوع سبب افزایش پایه پولی کشور می‌شود یعنی خالص بدهی دولت به بانک مرکزی را افزایش می‌دهد که این‌یکی از اجزای پایه پولی است و وقتی پایه پولی اضافه شود نقدینگی افزایش خواهد یافت و تورم هم بیشتر نیوشد و دود آن به چشم مردم می‌رود و رفاه نداشته آن‌ها از بین می‌رود و مسئله آموزش و پروش، بهداشت و درمان و محیط‌زیست مشکلاتی را به وجود خواهد آورد که سبب تشدید تمامی این مشکلات خواهد شد.

او ادامه داد: فاصله بین فقیر و غنی نیز به‌قدری زیاد خواهد شد که اعتقاددارم دهک‌های هشتم و نهم نیز ریزش پیدا می‌کنند چون فقط بخش بالای دهک دهم است که فقط انباشت ثروت کرده که هزاران میلیارد تومان ثروت دارد. معتقدم حتی ۵۰ درصد بالای دهک دهم نسبت به ۵۰ درصد پایین دهک دهم شاید ثروتشان دو برابر بیشتر باشد.

او در ادامه صحبت‌هایش گفت: میزان سهمی که دهک دهم که بالاترین دهک درآمدی در ایران است در هزینه ناخالص کشور دارد ۱۲ و نیم برابر سهم هزینه ناخالصی است که دهک اول دارد یعنی ببینید چه فاصله طبقاتی به وجود آمده است و این فاصله روزبه‌روز بیشتر می‌شود و طبقه متوسط ریزش می‌کند و می‌توانیم با توجه به مسئله کرونا که ماندگاری آن مشخص نیست و حتی آمریکا نیز گفته چند ماه آینده واکسن کرونا آزمایش‌شده را عرضه می‌کند و ممکن است تا دو سال دیگر هم ایران نتواند به واکسن کرونا دسترسی پیدا کند گرچه در گزارش‌ها اخیر گفته‌شده که ایران و روسیه به تفاهم رسیدند که این واکسن هم ایران را تولید کند و خبرگزاری‌های بین‌المللی این خبر را جدی نگرفتند و معتقدم که این اتفاق به این زودی نخواهد افتاد.

این اقتصاددان در پایان به صدای اصلاحات گفت: با توجه به عدم فاصله‌گذاری اجتماعی در ایام محرم نیز مسلماً هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی برای دولت به‌شدت افزایش پیدا خواهد کرد و مشخص نیست دولت از چه منابعی می‌خواهد این هزینه‌ها را جبران کند و با توجه به هزینه سنگینی که هم دارد و هزینه‌های فرامرزی که دارد تمامی مشکلاتی است که به هم گره‌خورده و به‌راحتی قابل‌حل نیست مگر اینکه تغییر اندیشه در سیاستمداران ما پیدا شود و یا انتظارات جهان و یا ایران تغییر کنند. اگر با فرض روی کار آمدن آقای جو بایدن و خانم کاملا هریس قرار برجام بعدی این قرار برجام گذشته نخواهد و تحریم‌ها به قوت خود باقی خواهد و ماند و اگر آمریکا مکانیسم ماشه را هم که پیاده کند مسلماً کشورهای اروپایی طرف آمریکا را خواهند گرفت و به دنبال امریکا کشیده خواهد شد و برای مشکلات دوچندان اضافه می‌شود و چین و روسیه هم به ما کمک نخواهند کرد چون آن‌ها هم به دنبال منافع ملی خود هستند و چین در حال حاضر حساب ایرانیان توقیف کرده است و روسیه هم به‌واسطه ارتباط با ایران تحریم شده است و چین هم برای مقابله با آمریکا و پیروزی در جنگ اقتصادی با آمریکا قطعاً به فکر منافع خود خواهد بود و ایران راه دیگری جز تغییر در سیاست‌های خارجی خود ندارد و اقتصاد درون‌زا در جهان کنونی نمی‌تواند به رشد اقتصادی یک کشور کمک کند اقتصاد حتماً باید علاوه بر تولید داخلی نگاه به خارج داشته باشد و باید در زنجیره اقتصاد جهانی قرار بگیرد از وظایف وزارت امور خارجه ایجاد تسهیل در روابط بین کشور و ایجاد تجارت خارجی است که متأسفانه ایران از این مسئله بی‌بهره است.

روزنامه صدای اصلاحات:
روزنامه صدای اصلاحات شماره ۱۱۶۵

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه


تبلیغات

تبلیغات